آزمون آنلاین - همگانی!!!

همه در معرض آزمون آنلاین قرار دارند !

آزمون آنلاین - همگانی!!!

محمد صفایی راد
آزمون آنلاین - همگانی!!! همه در معرض آزمون آنلاین قرار دارند !
خوش آمدی همکار گرامی .

نامه ی یک معلم تلاشگر و دلسوز به مقام معظم رهبری

برای دیدن متن نامه لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 8:54 | نویسنده : محمد صفایی راد |

نامه ای به رئیس جمهور محترم با موضوع"انتقاد پذیری مسئولین و نحوه برخوردشان با انتقادها در دولت شما"

برای دیدن نامه لطفه به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 8:53 | نویسنده : محمد صفایی راد |

نامه ای به مدیر کل محترم آموزش و پرورش همدان

برای دیدن نامه به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 8:52 | نویسنده : محمد صفایی راد |

سپاس معلم

وقتی این لطف و محبت معلمان منطقه را می بینم احساس سبکی می کنم انگیزه های مرده ی کاریمو دوباره پیدا می کنم از وقتی از هیئت رسیدگی به تخلفات استان برگشتم تماس های پی در پی و مراجعات حضوری همکاران که اعلام آمادگی کردن که در اداره ی کل حاضر بشن و اعلام کنن که از تمامی نوشته های بنده حمایت می کنند و اعلام کنند که بنده سوء نیتی در نوشته هام ندارم و خواستند که طوماری بنویسند و در آن عملکرد بنده را طی 14 سال تدریسم شرح دهند عده ای به ارزیابی و حراست و آموزش اداره ی سردرود مراجعه کردند و ازم حمایت کردند و . . .
عده ای از همکاران با بنده تماس گرفتند و خواستند که موضوع را به بنده خدایی که قبلا در اینگونه موارد به همکاران کمک کرده اطلاع بدم تا کمکم کنه ولی . . . وقتی به خدا توکل کردم نیازی نمی بینم از بنده ی خدا کمک بخوام اگه من در این قضیه اشتباهی داشتم خدا بهتر از همه در جریان اشتباهمه هر چی صلاح بدونه با کمال میل قبول می کنم و شکر گزارش هستم.
 از شکایتم به اداره ی کل که مراجعه به هیئت رسیدگی به تخلفات نصیبم شد ولی خوشحالم که دلسوزانی هستند که به اعتراضات مردم با خلوص نیت و ژرف نگری می نگرند . امروز صبح وقتی از وزارت خانه با بنده تماس گرفتند و موضوعی را که در ایمیلم به معاون وزیر آموزش و پرورش شرح داده بودم پیگیر شدند خیلی خوشحال شدم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر کردم . . . به خاطر اینکه عده ای از مسئولین به اعتراض مردم رسیدگی میکنند .
وبلاگ من کلکسیونی از مطالب مختلف علمی و آموزشی و دینی و اعتقادیه ولی از بین این همه مطلب بابت موضوعاتی که در هر صورت اگه کسی بخواد جور دیگه ای برداشت کنه ممکنه دارم باز خواست میشم . من عزت و سر بلندی کشورمو دینمو با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم . من هر مطلبی رو که در وبلاگ نوشتم به خاطر تغییر و بهبود برخی امور بوده است و در این نوشته هام هیچ گونه سوء نیتی نداشتم و نخواهم داشت اگر در این مسیر دچار اشتباه یا قصوری شده ام امیدوارم فرصت جبرانش را داشته باشم و خداوند هم از قصورم در گذرد..



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 9:49 | نویسنده : محمد صفایی راد |

ما که را گول زدیم ؟



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:17 | نویسنده : محمد صفایی راد |

پند با نادان خواب آلود

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت.
پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای
و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی.
اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.
پند اول را در دستان تو می‌دهم.
اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم.
پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد. پرنده گفت:
پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن.
مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست..
گفت پند دوم اینکه: هرگز غم گذشته را مخور.برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها
به وزن ده درم هست. ولی متاسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود.
و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی.
مرد شگارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد.
پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟
یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.
ای ساده لوح ! همه وزن من سه درم بیشتر نیست،
چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟
مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست.
پند سوم را هم به من بگو.
پرنده گفت : آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.
پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است.



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:12 | نویسنده : محمد صفایی راد |

یا زینب

 

ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺳﯿﻠﯽ ﺧﻮﺭﺩﯼ ، ﺑﮕﻮ : ﯾﺎﺯﻫﺮﺍ ........
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭﺑﺴﺘﻨﺪ، ﺑﮕﻮ : ﯾﺎﻋﻠﯽ .......
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺑﯽ ﯾﺎﻭﺭﺷﺪﯼ، ﺑﮕﻮ : ﯾﺎﺣﺴﻦ .........
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﯼ، ﺑﮕﻮ : ﯾﺎﺣﺴﯿﻦ .....
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﻱ ﺑﮕﻮ : ﻳﺎﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ ...........
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯼ،ﺁﺏ ﻧﺨﻮﺭﺩﯼ،ﺑﯽ ﯾﺎﻭﺭﺷﺪﯼ،
ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﺴﺘﻨﺪ،ﺳﯿﻠﯽ ﺧﻮﺭﺩﯼ،ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﻱ ﺑﮕﻮ :
"ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯﺩﻝ ﺯﯾﻨﺐ"

"اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب الکبری(س)"



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:10 | نویسنده : محمد صفایی راد |

دوست

یک روز چنگیز و درباریانش برای شكار به جنگل رفتند.
هوا خیلی گرم بود وتشنگی داشت چنگیز و یارانش را از پا در می آورد.
بعد ازساعتها جستجو جویبار كوچكی دیدند.
چنگیز شاهین شكاریش را به زمین گذاشت،
و جام طلایی را در جویبار زد و خواست آب بنوشد ،
اما شاهین به جام زد و آب بر روی زمین ریخت.
برای بار دوم هم همین اتفاق افتاد،
چنگیز خیلی عصبانی شد و فكر كرد ،
اگر جلوی شاهین را نگیرم ،
درباریان خواهند گفت:
چنگیز جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهین برآید ؛
پس این بار با شمشیر به شاهین ضربه ای زد.
پس از مرگ شاهین چنگیز مسیر آب را دنبال كرد و دید كه ماری بسیار سمی در آب مرده و آب مسموم است.
او از كشتن شاهین بسیار متاثر گشت.
مجسمه ای طلایی از شاهین ساخت ،
بر یکی از بالهایش نوشتند :
یک دوست همیشه دوست شماست ؛
حتی اگر كارهایش شما را برنجاند.
روی بال دیگرش نوشتند :
هر عملی كه از روی خشم باشد محكوم به شكست است...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ...
ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ،
ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ،
ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ،
ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ ...



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:9 | نویسنده : محمد صفایی راد |

خدایا فقط تو رو دارم

خدایا !
صدایت میکنم ، چون دراین دنیا دیگرصدا به صدایی نمیرسد
اما توخودت بارها گفتی
" شنوایی "
ان الله السمیع البصیر
....تنهامون نزار که بی تو هیچیم.....
گاهی نه گریه آرومت میکنه
نه فریاد
ونه سکوت.....
آنجاست که با چشمانی خیس روبه آسمان میکنی ومیگویی: خدایا من فقط تورا دارم!
خداااااااایا
من فقط تورا دارم
فقط
تو........



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:7 | نویسنده : محمد صفایی راد |

با هر سختی آسانی ست



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:6 | نویسنده : محمد صفایی راد |

خنده



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:3 | نویسنده : محمد صفایی راد |

خدایا کمکم کن تا فراموش نکنم . . .



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:3 | نویسنده : محمد صفایی راد |

روز معلم

سال ها پیش وقتی روز معلم سر کلاس درس حاضر می شدیم با صحنه های قشنگی مواجه می شدیم اینکه دانش آموزان با چه ذوق و شوقی میز معلمو پر از گل کردن و بر روی تابلو بزرگ نوشتن " معلم عزیزم روزت مبارک " و هر کدوم با هدیه هایی مثل خودکار و جوراب و گل و . . . ابراز احساسات می کردن و مسئولین مدرسه چه تبریک صمیمانه ای به معلم هاشون می گفتن و . . . همین طور بریم بالا . . .

ولی حالا وقتی میریم سر کلاس کسی یادش نیست که روز معلم بوده . . . رو تابلو اثری از هنر نمایی دانش آموزان نیست . . . میز معلم هم مثل همیشه کلکسیون جای کفش دانش آموزانه که رفتن روش ! فضای سرد دفتر مدرسه هم رنگ و بویی از روز معلم و تبریک روز معلم نداره . . .

تبریک روز معلم با یک لوح تقدیر از طرف مدیر مدرسه و . . . کامل نمیشه ! خیلی وقتا یه تبریک صمیمانه ای که از ته دل و با لبخند مهربانی همراه باشه خیلی تاثیر گزارتر از لوح تقدیره . . .

امسال تو این فضا ساعات خوشی رو در مدرسه ی امام حسین ( ع ) کهریز تجربه کردیم مدیر و معاونان مدرسه برای تجلیل روز معلم سنگ تمام گذاشته بودند با دعوت رسمی مسئولین مدرسه همه ی معلمان مجتمع برای صرف ناهار و پذیرایی به باغی در روستای گاوسوار دعوت شده بودند فضای بسیار گرم و صمیمی ای بود اگه بخوام تشبیه کنم مانند اینه که در روزهای سرد زمستون بری زیر کرسی . . .

خیلی از این برخورد مدیر و معاونان و خدمتکار مدرسه لذت بردم چند تا از تصاویر این میهمانی رو جهت زنده شدن خاطرات شما میزارم تو وبلاگ . . .

 



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 20:24 | نویسنده : محمد صفایی راد |

نقد

مرا به بی رحمانه ترین شکل ممکن نقد کنید چون ایمان دارم که این راه پیشرفت و رستگاری ست . . .



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:55 | نویسنده : محمد صفایی راد |

درد

می دونید از بین تمام اتهام هایی که بهم وارد کردن کدوم یکی از همه دردناک تره ؟ اینکه بگن من دارم از " آیات قرآن سوء استفاده میکنم " من اگه روزی حداقل یک حزب قرآن نخونم خوابم نمی بره اگه از خونه که میام بیرون قرآن نخونم . . .

خیلی از دیدن این اتهام درد کشیدم ، خیلی حرفه به یه مربی قرآن به کسی که از سال 86 وبلاگ آموزش تجوید و ترجمه و . . . داره بگن " وقتی در وبلاگ آیه ی قرآن می نویسی داری سوء استفاده می کنی "

شما قضاوت کنید همکاران محترم وقتی به قرآن خوندن کسی این جوری ایراد بگیرن کدوم رفتارشو  تایید می کنن!



تاريخ : دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:54 | نویسنده : محمد صفایی راد |

میلاد امیرالمومنین و روز پدر مبارک باد

عکس نوشته های میلاد حضرت علی

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

 

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود



تاريخ : شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:42 | نویسنده : محمد صفایی راد |

روزت مبارک آئینه دار عشق و پاکبازی

سلامت گفتم پیامم دادی ، پیامت چراغ راه زندگیم شد و مرا به سرزمین نور و آگاهی

هدایت کردی ای آینیه تمام نمای عشق و محبت و ایثار هرروزت مبارک باد . . .

 



تاريخ : شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:47 | نویسنده : محمد صفایی راد |

تماشای آنلاین فیلم تدریس خودم

لطفا بر روی لینک زیر کلیک کنید

تماشای آنلاین



تاريخ : جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 3:46 | نویسنده : محمد صفایی راد |

پاسخ به یکی از خوانندگان محترم وبلاگ به نام " ع س "

دوست عزیز من سعی میکنم همونی باشم که تو نوشته هام هستم همونی باشم که تو گفته هام هستم همونی باشم که ظاهرا نشون می دم ولی توجه داشته باشید که  . . . فقط سعی می کنم !!! . . . به حکم اینکه ما انسانیم و انسان جایز الخطاست همه ی ما ممکنه در زندگی دچار اشتباهاتی بشیم منم از این قضیه مستثنا نیستم شما هم بهتره که هیچ کسی رو عاری از خطا و اشتباه نبینید تا بتونید در زندگی آرامش داشته باشید و از دیدن خطاهای مردم درد نکشید در هر گروه و فرقه و جناحی افرادی هستند که بر خلاف معیار های گروه حتی بر خلاف معیار های انسانیت عمل می کنند ما نباید رفتار یه عده ی اندک رو به کل گروه تعمیم بدیم منم از موردی که شما ذکر کردید بار ها و بار ها دیدم . . .

چاره ای نیست تنها کاری که میشه کرد اینه که سعی کنیم خودمون درست زندگی کنیم و معیارهای اخلاقی و انسانی رو زیر پا نزاریم . . .



تاريخ : دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 16:58 | نویسنده : محمد صفایی راد |

الهی . . .



تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:23 | نویسنده : محمد صفایی راد |

قرآن



تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:19 | نویسنده : محمد صفایی راد |

خدا میبیند



تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:12 | نویسنده : محمد صفایی راد |

پروانه

 


تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 22:20 | نویسنده : محمد صفایی راد |

نسیم انتخابات

نسیم انتخابات وزیدن گرفته

قبل از آغاز به نگاشتن دلنوشته اعلام میکنم تمام نوشته هایم در رابطه با شهر کوچک محل زندگی و کارم هست و در نوشته هام هیچ شخص خاصی مد نظرم نیست و کلی حرف نمیزنم و نوشته ها و سخنانم از محوطه ی شهرم فراتر نمی روند لطفا سوء برداشت نکنید ! قبلا اتفاق افتاده  که بنده خدایی نوشته ی بنده را آن گونه که خود خواسته تفسیر کرده تا به اهدافش برسد آن جا که ماجرای دیر پرداخت شدن عیدی فرهنگیان سردرود نسبت به قم را مطرح کرده بودم  منظورم سهل انگاری از طرف بانک سردرود بود نه هیچ شخص یا ارگان دیگر . . . ولی افسوس آنکه هدفش تخریب باشد قرآن هم که بخوانی می گوید "  کافری قرآن می خوانی که . . .  "

بگذریم باز هم می گویم ، می نویسم تا دلم آرام گیرد و متن و فکر و حرفم از فضای شهرم فراتر نمی رود . . .

نسیم انتخابات وزیدن گرفته و عده ای را با خود به این سو و آن سو می برد . . .

در این میان چه بسا افرادی که به اصول شخصی خود هم پایبند نیستند و خود را طرفدار اصولگراها می نامند و به مبانی فکری اصولگراها خواسته یا نا خواسته ضربه می زنند و چه بسا افرادی که اوضاع نابسامان زندگی شخصی خود را و حتی شخص خود را نمی توانند تغییر داده و اصلاح کنند و خود را طرفدار جریان اصلاح طلب معرفی می کنند ! و ضربه ی مهلکی به این جریان وارد می کنند . . .

و اما من . . .

از تملق و چاپلوسی و دو رویی حالم به هم می خورد دوست دارم همینی که هستم باشم در هر شرایطی مسیرم را تغییر ندهم چون مسیر زندگیم را با تفکر و تعقل انتخاب کرده ام  هر چند در این مسیر گاه گاهی به واسطه ی انسان بودنم اشتباهاتی مرتکب شوم . . . از اینکه هر نسیمی مسیر زندگی و جریان فکری و اصول اعتقادیم را به دلیل مصلحت اندیشی های سیاسی و مادی و . . . تغییر دهد حالم به هم می خورد دوست ندارم حزب باد باشم ! مگر ممکن است ایرانی مسلمانی اصلاح طلب باشد ولی به اصول اسلام و انقلاب پایبند نباشد؟! یا اینکه اصولگرا باشد و از تغییرات اصلاحی در جامعه حمایت نکند و معتقد نباشد که انسان از بدو تولد تا لحظه ی مرگ ( کمی هم آن طرف تر ) در حال تغییر است اصلا به دنیا آمده است تا تغییر کند . . .

باور دارم که طوفان سبک تر ها و بی ریشه ها را با خود می برد آنکه ریشه هایش عمیق و استوارتر است در برابر هر طوفانی پابرجا می ماند و سر خم نمی کند و آنکه کوچک است و سبک منتظر نسیمی است که مسیرش را تغییر دهد و در فضا این سو و آن سو شود . . .

برای استوار بودن باید طوفان های سهمگینی را تجربه کرد و . . .

تلاش فراوان و کمی توکل لازم است تا در مسیر زندگی در برابر طوفان حوادث سر خم نکرد و پابرجا ماند . خدایا کمکم کن تا همواره با توکل بر تو گام بردارم و اعتقاداتم را ارزان نفروشم و برای رسیدن به آنچه که تو در زمان آفرینشش به خودت احسنت گفتی دائما در حال تغییر باشم . آمین یا رب العالمین . . .



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 21:3 | نویسنده : محمد صفایی راد |

یا ابا صالح المهدی



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:41 | نویسنده : محمد صفایی راد |

فقر



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:39 | نویسنده : محمد صفایی راد |

اجازه خدا . . .



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:36 | نویسنده : محمد صفایی راد |

یا ابا صالح المهدی

 


تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:34 | نویسنده : محمد صفایی راد |

یا ارحم الراحمین



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:32 | نویسنده : محمد صفایی راد |

چت



تاريخ : جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 19:28 | نویسنده : محمد صفایی راد |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.