مساله ي اول
:
1- يه نفر اسير يه آدم خوار ميشه آدم خوار بهش ميگه يه فرصت بهت ميدم كه خودتو نجات بدي . ميتوني فقط با يه جمله خودتو نجات بدي اگه دروغ بگي آب پزت مي كنم اگه راست بگي كبابت مي كنم اسير بعد از كمي فكر كردن جمله اي گفت كه جونشو نجات داد .شما مي تونيد بگيد اون جمله چي بود؟
![]()
مساله ي دوم
:
عددي بين ( 7 به توان 10 ) و ( 7 به توان 11 ) پيدا كنيد كه هم بر 2 و هم بر 3 بخش پذير باشد .
![]()
مدتي پيش تو كلاس سمينار رياضي يكي از دانشجو ها (آقاي سوري ) داشت تحقيق خودشو ارايه ميداد كه به نكته ي جالبي در مورد تدريس رياضي اشاره كرد . فكر كردم ممكنه مطرح كردنش تو وبلاگ مفيد باشه : موضوع اين بود كه ما معلمين تو كلاس تا چه حد مي تونيم دانش آموزانو وادار به فعاليت كنيم ودانش آموزان چقدر از قدرت يادگيريشون در كلاس درس استفاده مي كنند . نتيجه اين شد كه دانش آموزان خيلي كم از توانايي هاشون تو كلاس براي يادگيري استفاده مي كنند . مثالي هم كه در اين مورد زد به اين صورت بود كه :فرض كنيد شخصي در حال دويدن است و به نظر خودش با تمام توان ميدود حال اگر در اين زمان گرگي به دنبال او بيفتد سرعتش چند برابر ميشود . در مورد دانش آموز نيز وضع به همين صورت است . و ما معلم ها هستيم كه بايد با هنر معلمي و خلاقيتمان توانايي هاي دانش آموزان را با لفعل كنيم و به آنها در شكوفايي استعداد هايشان ياري رسانيم . به اميد انكه ما معلم ها نيز به توانايي ها و استعداد هاي خودمان پي ببريم و شهرونداني فهيم و خلاق و مفيد و... تربيت كنيم . ![]()



